تبلیغات
دنیاى بارون - تناقض
انگار
بخدا من از آسمون گله دارم ، که چرا بارون رو ندیدم ، تو چرا از کاخ جنونم فرار کردی که من عشق رو ندیدم ، تو همون حس عجیبی توی قلبم ، تو همون...
خوش حال باش
خوش حال باش تو انتخاب شدی که عاشقت باشم ، تو انتخاب شدی که زندگیم رو بسوزونم ، آخه بی احساس یعنی من...
آرزوهایی که آرزو شد
کاش یه روزی و یه جایی رو برای عشق خالی گذاشت ، همون جایی و روزی که از تمام هست و نیست زمین خسته باشی. یعنی میشه یروزی وقتی خسته شدم تو...
تاب میخوردی
بارون میبارید و ابر های خاکستری آسمون رو گرفته بودند اما باریکه ی نوری از خورشید از ابرها گذشته بود و تو روی تابی که به درخت کهن سالی آویزون بود نشسته بودی و تاب میخوروی ...
گریه هایم آغوش می خواهد
واژه ای پر از درد به نام عشق ، عشقی پر از کابوس و بی انتها ، گریه هایم آغوش میخواهند ، فراموش کردنت دیوانگی. تو برو راحت باش من تنها اینجا...
مترسک
من حتی جای اون گارسون توی کافه نیستم ، که حتما تو رو بیشتر از من دیده ، من جای اون راننده تاکسی هم نیستم که گاها بر حسب اتفاق مسیرش به مسیر تو خورده...
قسمت اول هوای بارانی آن کوچه
با ترس و عجله دیوار اتاق را می کند، عرق های سردی بر روی پیشانی او نشسته بود، هر لحظه ممکن بود...
قسمت دوم هوای بارانی آن کوچه
هوا که روشن شد در را باز کردم،قدم زدم و کنار درختی نشستم ،کسی نبود،با درخت شروع به حرف زدن کردم ،آنقدر از داستان زندگی ام گفتم که...
قسمت سوم هوای بارانی آن کوچه
انگار بعد از سالها که کور بودم چشمانم شفا پیدا کرده بود،شک نداشتم که او انسان نیست،او فرشته هم نبود ، او برای من خدا بود و من...
قسمت چهارم هوای بارانی آن کوچه
لیلی عروس زیبای من آن موجود بی نقص تمام زندگی من بود و آرامشی جز او برای من نبود...
قسمت پنجم هوای بارانی آن کوچه
من نمی توانستم حرکتی کنم و حرفی بزنم ،در اتاق حقیری مرا زندانی کرده بود و لامپی در بالای سرم روشن بود که مگس ها دور آن میچرخیدند...
قسمت ششم هوای بارانی آن کوچه
نزدیک می شدم به مرگ به زمین به خاک و هوا ابری می شد و ماه محو شد ، باران گرفت و مرا یاد هوای بارانی آن کوچه انداخت و من ...
آدم برفی
آسمون خاکستری و زمین سفید ، من هم که مشکی پوشیدم ، چه تلفیق بی رنگی! آدم برفی تو سردت نیست ؟ اگه سردت شد ...
facebook
کجا میری ؟ تو داری گم میشی و از گم شدنت خوشحالی و از کسایی راه رو میپرسی که با تو گم شدن. کجا میری؟ خودتو گول می زنی که اهمیت داری . الان خبری نیست از...
بلندترین عشق سال
یلدا خود خود تویی که طولانی ترین عذابم بود.یلدا توی ، تو که طولانی ترین سکوت بودی. یلدا کوتاه تر از ثانیه ای از انتظارم برای...
قصر خیال
لشگر نا امیدی قصر خیالم را احاطه کرده است و من در عین حال که پادشاه آنم، در سیاه چاله ی عشق با دست و پاهای زنجیر شده ضجه میزنم...
ساعت به وقت شما

آخرین مطالب سایت

آخرین بروز رسانی

آخرین متن های ارسال شده

برترین ها

بهترین نوشته ها

نفرین
انگار
مروری بر خاطرات(به تلخی قهوه شک می کنم) همراه با حذف بخش کوچکی از نوشته
تاب می خوردی
دریا غرقم کن!
تو با قطاری به وقت خود آمدی.....
مترسک
قدیس
دیوار
هر کجا باشم.....
بوسه
قسم
شاید

سال نوری
تناقض

تبلیغات

دیتا پلاس


کمی توضیح ...



وقتی هیچ حالی از احوالم، حال خوشی نیست.





milad